تقدیم به خواهرم

این شعر رو تقدیم می کنم به خواهری که از بزرگی هیچ چیزی کم نداره تقدیم به ونوس عزیزم

 

دریا شده است خواهر و من هم برادرش

شاعرتر از همیشه نشستم برابرش

خواهر سلام ! با غزلی نیمه آمدم

تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش

خواهر ! زمان زمان برادر کشی ست باز

شاید به گوش ها نرسد بیت آخرش

می خواهم اعتراف کنم : هر غزل که ما

با هم سروده ایم جهان کرده از برش

با خود مرا ببر که نپوسد در این سکون

-شعری- که دوست داشتی از خود رهاترش

دریا سکوت کرده و من حرف می زنم

حس می کنم که راه نبردم به باورش

دریا ! منم - همو که به تعداد موجهات

با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش

همو که دل زده است به اعماق و کوسه ها

خون می خورند از رگ در خون شناورش

خواهر ! برادر تو کم از ماهیان که نیست

خرچنگ ها مخواه بریسند پیکرش

دریا سکوت کرده من بغض کرده ام

بغض برادرانه ای از قهر خواهرش

                    

                                                   ****  استاد محمد علی بهمنی****

 

[ یکشنبه هفتم تیر 1388 ] [ 19:41 ] [ علی قنبری-شوشتر ]

[ ]